الملا فتح الله الكاشاني
311
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بدروغ بر طاعة نفاقيه كه قلوب بر خلاف افواه باشد چه اينمنكر است عقلا و شرعا و يا تقدير اينكه طاعتكم طاعة معروفة يعنى فرمان بردارى شما معروف همه كس است چه هر كس ميداند كه اطاعت و انقياد شما بقولست نه بفعل و يا آنكه مبتداى خبر محذوف است اى طاعة معروفة امثل و اولى بكم من هذه الايمان الكاذبة يعنى فرمان بردارى نيكو كه مستلزم موافقت جنانست بلسان احرى و اولى است بشما از سوگند بدروغ كه بر خلاف اينست و يا فاعل فعل محذوفست اى ليكن منكم طاعة معروفة يعنى بايد كه واقع شود از شما طاعتى معروف الصحة نه منكر إِنَّ اللَّه خَبِيرٌ بدرستى كه خدا داناست بِما تَعْمَلُونَ به آنچه مىكنيد از نفاق و غير آن پس هيچ چيز از شما بر او پوشيده و پنهان نيست آن گه ايشان را بطاعت حسنه امر مىكند بطريق التفات از غيبت بخطاب كه در تبكيت ابلغ است و ميفرمايد كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) بايشان كه * ( أَطِيعُوا اللَّه ) * فرمان بريد خدا را بخلوص نيت * ( وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ) * و اطاعت كنيد رسول را بصفاى طويت تكرير اطيعوا و عدم اكتفاء بواو عطف جهة تأكيد است * ( فَإِنْ تَوَلَّوْا ) * پس اگر روى بگردانيد اى بندگان از انقياد و امتثال * ( فَإِنَّما عَلَيْه ) * پس جز اين نيست بر پيغمبر است * ( ما حُمِّلَ ) * آنچه حمل كرده شده است از تبليغ احكام * ( وَعَلَيْكُمْ ) * و بر شماست * ( ما حُمِّلْتُمْ ) * آنچه بار كرده شدهايد از اطاعت و انقياد يعنى تولى شما ضرر بوى نميرساند بلكه ضرر آن راجع بنفس شما خواهد بود و آنچه بر اوست از عهدهء آن بيرون آمده * ( وَإِنْ تُطِيعُوه ) * و اگر فرمان ببريد رسول را در حكم او * ( تَهْتَدُوا ) * راه يابيد به حق كه آن رشد و صلاحست و رسيدن بجنة * ( وَما عَلَى الرَّسُولِ ) * و نيست بر پيغمبر فرستاده شدهء بامت * ( إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ ) * مگر رسانيدنى آشكارا كه مقرون بآيات و معجزاتست و دعوى كه روشن كنندهء آن چيزيست كه به آن مكلفيد و پيغمبر من تأديهء آن كرده و آنچه بر او بود بشما رسانيده و آنچه بر شماست باقى مانده پس اگر اداى آن كنيد و به آن اقدام نمائيد ثواب آن مر شما راست و اگر از آن اعراض كنيد عقاب آن بر شماست حاصل كلام آنست كه نفع اهتدا و ضر ضلال هر دو بشما راجع است چه بر پيغمبر همين هدايتست و موعظه و آن را بشما تبليغ كرده از ابى بن كعب مرويست كه فقراء مهاجرين بعد از آنكه ده سال در مكه با ترس و بيم بودند چون هجرت كردند بمدينه و در منازل انصار جاى گرفتند و قريش و اكثر قبايل عرب كه در مكه و يثرب بودند بر محاربهء ايشان اتفاق نموده شب و روز پيغامهاى تهديد آميز و سخنان فتنه انگيز ميفرستادند و مهاجران اكثر اوقات سلاح با